على ربانى گلپايگانى

247

ايضاح الحكمه ترجمه و شرح بداية الحكمه ( فارسى )

تقسيم‌پذيرى وهمى ، اجزاء آن بسيار گرديده و در نتيجه حجم آن نيز بزرگ مىشود تا آنجا كه تناسب لازم ميان حجم مرئى و حجم عضو منطبع فيه تحقق مىيابد ) ، مفيد چيزى ( سخن قابل قبولى ) نيست ؛ زيرا كف دست گنجايش و ظرفيت كوه را ندارد هرچند تا بىنهايت تقسيم گردد ( زيرا اجزاء و اقسام حاصل از اين تقسيم وهمى ، وهمى مىباشند و انطباع مربوط به دو واقعيت عينى مادى است ، يكى عضو منطبع فيه و ديگرى شىء خارجى و تناسب لازم بايد ميان اين دو واقعيت خارجى برقرار شود ، نه ميان يك واقعيت عينى و يك امر وهمى فرضى ) . پاسخ اين اشكال اين است كه حق ( در باب واقعيت علم و صور علمى ) همان‌گونه كه ( در مرحله يازدهم ، فصل دوّم ) خواهد آمد اين است كه صور ادراكى جزئى « 1 » مادى نيستند ، بلكه مجرد ( از ماده ) مىباشند ، تجرد مثالى ( نه تجرد عقلى ، و مقصود از تجرد مثالى اين است كه ) در اين صورتهاى ادراكى جزئى آثار ماده از قبيل مقدار ، شكل و غير آن دو ، ( مانند : رنگ ، وضع ، جهت ) هست ولى خود ماده نيست ، پس اين صورتهاى ادراكى ، در مرتبهء تجرد مثالى نفس براى آن حاصل مىشوند ، بدون اينكه در جزء و عضو بدنى يا قوه‌اى كه متعلق به جزء بدنى است ، منطبع گردند . اما فعل و انفعالات ( و تأثير و تأثرهاى ) كه در مرحله مادى بدن به هنگام

--> ( 1 ) مقيد نمودن صور ادراكى به جزئيت ، به معناى اين نيست كه صور ادراكى كلى مجرد نيستند ، بلكه مقصود اين است كه همان‌گونه كه صور علمى كلى مجرد از ماده‌اند ، صور ادراكى جزئى نيز مجرد مىباشند ، البته تجرد مراتبى دارد ، تجرد صور ادراكى جزئى ، تجرد مثالى است و تجرد صور ادراكى كلى ، تجرد عقلى . صور ادراكى جزئى خود دو دسته‌اند : 1 - صور ادراكى حسى ، 2 - صور ادراكى خيالى ، صور ادراكى حسى همان است كه از طريق يكى از حواس پنجگانه براى نفس حاصل مىگردد ، و شرط آن اين است كه رابطه‌اى تكوينى و خارجى ميان حواس و شىء خارجى برقرار گردد ، و صور علمى خيالى همان صورتهاى حسى است كه قبلا براى نفس حاصل شده و بار ديگر بدون نياز به رابطهء خارجى ميان حواس و آنچه قبلا مورد ادراك حس قرار گرفته است ، مورد توجه نفس قرار مىگيرد .